دیدم دکتر سانتانا همون کسی که اولین بار رفتم مصاحبه است گفتم شاید ریجکتم کرده ایمیل و باز کردم !
بهم ی ایرانی معرفی کرده بود ی خانم تقریبا ۴۰ ساله که ایمیل من و خواسته بود ! چقدر دلم گرفت یهو ! یاد مامانم افتادم
بدو بدو ایمیل و بستم و بقیه کد و ادامه دادم که استاد نبینه :)))))
اومدم خونه لب تاب و باز کردم و براش ایمیمل دادم : مهتاب عزیز نمیتونی تصور کنی که چقدر خوشحالم که دکتر سانتانا تورو بهم معرفی کرد این شماره تلفن منه خوشحال میشم باهات صحبت کنم !
هنوز دو دقیقه نشده بود که دیدم یک ایمیل دیگه اومد : میشه الان بهت زنگ بزنم ؟ :))))
وای خدا چقدر گریه کردم چقدر دلم گرفن چقدر کسی بهم زنگ نزده بود
هنز تو فکر این چیزا بودم که دیدم موبایلم زنگ میخوره حدس زدم خودشه تلفن و جواب دادم و با ی ذوقی گفتم سلااااااام :)))))
گفت سلاااام و شروع کرد به فرانسه حرف زدن اخرش یهو گفت فرانشه بلدی گفتم نه زیاد بعد شروع کرد فارسی حرف زدن وسطش یهو انگلیسی حرف زد وااای خدا چه ذوقی کردم
بعد کلی صحبت و انتقال اطلاعات در ۵ دقیقه من و برای ناهار دعوت کرد !
اولین اتفاق خوب این هفته ... نمیدونم اسم این اتفاق و شانس بذارم یا چیز دیگه ولی اینکه با ی خانومی اشنا بشم که از دیار خودمه که هم جنس خودمه و هم زبان خودمه یعنی معجزه !
حالا این ها مهم نیست من چی ببوشم ؟ :)))))))
حال خوب...ما را در سایت حال خوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 71